| مرغ سحر |
تصنیف مرغ سحر زآه شرر بار ، این قفس را بلبل پر بسته ز کنجه قفس درآ وز نفسی عرصه این خاک توده را ظلم ظالم ، جور صیاد ای خدا ، ای فلک ، ای طبیعت نوبهار است ، گل به بار است این قفس چون دلم تنگ و تار است شعله فکن در قفس ای آه آتشین جانب عاشق نگه ای تازه گل از این مرغ بی دل ، شرح هجران *** ناله عاشق ، ناز معشوق راسته و مهر و محبت فسانه شد از پی دزدی ، وطن و دین بهانه شد جور مالک ، ظلم ارباب ساغر اغنیا پر می ناب ای دل تنگ ناله سر کن ساقی گلچهره بده آب آتشین ناله بر آر از قفس ای بلبل حزین کز غم تو ، سینه من http://weblog.aksnevesht.com/archives/546: برگرفته از تارنمای پوریا ضرابی |