کامکارها می درخشیدند!

دوشنبه 31 فروردین 1388  

 دیشب، شب عاشقان بیدل بود!

جای همه ی شما خالی...

گروه دوازده ی نفره ی کامکارها در تالار حافظ شیراز دیشب هنرنمایی کردند و یکی پس از دیگری خوش درخشیدند.

نخست اینکه افتخار میکنم از اینکه افتخار آشنایی با هانا کامکار را از مدتی پیش داشتم و برایم بسیار خوشحال کننده که وی را برای اولین بار از نزدیک میبینم.

جای همه ی شما خالی...  

بخش I کنسرت کامکارها با "مقدمه سازی تند باد" از ساخته های اروان کامکار آغاز شد و با "بیابان بی کران" ارسالان کامکار یا شعری از مولانا دنباله پیدا کرد و چه زیبا بود زمانی که اردوان به "تک نوازی سنتور" پرداخت، گویی که دستهایش سرعت برق داشت و نوای سنتورش آواز خوش عشق سر میداد. 

شعر نیما "خانه ام ابریست" با آهنگی از ارسلان طنین انداز شد و سپس استاد بلامنازع کمانچه، اردشیر کامکار به هنرنمایی و "تکنوازی کمانچه" پرداخت که براستی آن فضا برایم غیر قابل توصیف است و باید می بودید و خودتان با چشم خودتان می دید ید که چگونه آرشه بر سیم کمانچه می کشید و روح انسان را نوازش میداد. در دو قطعه ی بعدی "در فراق" از ساخته های مرحوم حسن کامکار و مادر از ارسلان شادی توامان با احساس شور و شوق فضای سالن را دگرگون کرد و واقعا کف زدن های مردم بی سابقه بود.   

آری، مردم شیراز آمدند و مهمان نوازی کردند و با کف زدنها و سوت کشید هاشان نشان دادند که  کامکارها، گُل کاشتید!

در بخش II کنسرت کامکارها، ترانه های شاد کُردی آغاز شد و و قطعات "هی مهرو"، "هه وای سیامال"، "ئامنه تو گوله منی"، "کابوکی شلیر"، "دل چکار" و "قاسم خان" که با دست زدن های ریتمیک هم همراه بود اجرا شد. 

جای شما خالی...